کلید واژه: "عشق"

عاشقانه عسکری

برای سوخته‌دل بستر و مزار یکی‌ست تمشک ترش لب و تُنگ زهرمار یکی‌ست تفاوتی نکند اشک و بغض و هق‌هق ما مسیر چشمه و سیلاب و آبشار یکی‌ست هنوز گرده‌ی سهراب سرخ مثل عقیق هنوز رسم پدرسوز روزگار یکی‌ست هنوز طعنه به جان می‌خرد زلیخا و هنوز بر در کنعان امیدوار… بیشتر »

شعر عاشقانه 

این روزها به هرچه گذشتم کبود بود هر سایه ای که دست تکان داد، دود بود این روزها ادامه ی نان و پنیر و چای اخبار منفجر شده ی صبح زود بود جز مرگ پشت مرگ خبرهای تازه نیست محبوب من چقدر جهان بی وجود بود! ما همچنان به سایه ای از عشق دلخوشیم عشقی که زخم و زندگی… بیشتر »

عاشقانه بارانی ها

من به اندازهٔ غم های دلم پیر شدم از تظاهر به جوان بودن خود سیر شدم عقل میخواست که بعد از تو جوان باشم و شاد من ولی با غَمِ عشقِ تو زمین گیر شدم بیشتر »

عاشقانه مولانا

من بی‌خود و تو بی‌خود ما را که بَرَد خانه؟ من چند تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه؟ در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم هریک بَتَر از دیگر شوریده و دیوانه جانا به خرابات آ تا لذّتِ جان بینی جان را چه خوشی باشد بی‌صحبتِ جانانه؟ هر گوشه یکی مستی دستی ز بَرِ… بیشتر »

عاشقانه مولانا

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را بیشتر »
1 2 4 5 6