آرشیو برای: "آذر 1403"

عاشقانه یگانه

موند به قلبم حسرتش به دست بیارمت ولی عشق همینی هست که هست♬♫♪ بخوام نخوام ندارمت … این همه گذشت و باز تازه موند برام غمت ای کاش میشد برم عقب♬♫♪ ای کاش ندیده بودمت … بیشتر »

عاشقانه عسکری

برای سوخته‌دل بستر و مزار یکی‌ست تمشک ترش لب و تُنگ زهرمار یکی‌ست تفاوتی نکند اشک و بغض و هق‌هق ما مسیر چشمه و سیلاب و آبشار یکی‌ست هنوز گرده‌ی سهراب سرخ مثل عقیق هنوز رسم پدرسوز روزگار یکی‌ست هنوز طعنه به جان می‌خرد زلیخا و هنوز بر در کنعان امیدوار… بیشتر »

عاشقانه سهراب سپهری

نه تو می مانی نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت غصه هم خواهد رفت آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز تو به آیینه، نه، آیینه به تو… بیشتر »

عاشقانه بانی

تو با قلب ویرانه ی من چه کردی… ببین عشق دیوانه من چه کردی؟ در ابریشمه عادت آسوده بودم… بیشتر »

خداوند هست و بسیار مهربان

​نه تو می مانی نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت غصه هم خواهد رفت آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز تو به آیینه، نه، آیینه به تو… بیشتر »

عاشقانه کاکایی

خدا یک شب تو را در سینه ی من زاد، باور کن یقینی در گمان پیچید و دستم داد، باور کن تو مثل هر چه هستی در درون من نمی گنجی مرا ویرانه کردی خانه ات آباد! باور کن اگرچه بر دلم بارید طوفان عظیم شک پلی بین دل ما بود از پولاد، باور کن نمی فهمم زبان واژه های… بیشتر »

شعر عاشقانه 

این روزها به هرچه گذشتم کبود بود هر سایه ای که دست تکان داد، دود بود این روزها ادامه ی نان و پنیر و چای اخبار منفجر شده ی صبح زود بود جز مرگ پشت مرگ خبرهای تازه نیست محبوب من چقدر جهان بی وجود بود! ما همچنان به سایه ای از عشق دلخوشیم عشقی که زخم و زندگی… بیشتر »

عاشقانه بارانی ها

من به اندازهٔ غم های دلم پیر شدم از تظاهر به جوان بودن خود سیر شدم عقل میخواست که بعد از تو جوان باشم و شاد من ولی با غَمِ عشقِ تو زمین گیر شدم بیشتر »