آرشیو برای: "مهر 1403, 14"

دلشکسته

در قفس باشد پرنده بال می‌خواهد چه کار؟ آدمِ بی‌کس باشد مال میخواد چه کار؟ بیشتر »

عاشقانه اخوان ثالث

خشکید و کیر لوت شد دلهامان امروز بد و از آن بتر فردامان زین تیره دل دیو صفت مشتی شمر چون آخرت یزید شد دنیامان بیشتر »

عاشقانه مولانا

من بی‌خود و تو بی‌خود ما را که بَرَد خانه؟ من چند تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه؟ در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم هریک بَتَر از دیگر شوریده و دیوانه جانا به خرابات آ تا لذّتِ جان بینی جان را چه خوشی باشد بی‌صحبتِ جانانه؟ هر گوشه یکی مستی دستی ز بَرِ… بیشتر »

دلی

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای…. بیشتر »

عاشقانه کاکایی

خدا یک شب تو را در سینه ی من زاد، باور کن یقینی در گمان پیچید و دستم داد، باور کن تو مثل هر چه هستی در درون من نمی گنجی مرا ویرانه کردی خانه ات آباد! باور کن اگرچه بر دلم بارید طوفان عظیم شک پلی بین دل ما بود از پولاد، باور کن نمی فهمم زبان واژه های… بیشتر »

عاشقانه 

خدا یک شب تو را در سینه ی من زاد، باور کن یقینی در گمان پیچید و دستم داد، باور کن تو مثل هر چه هستی در درون من نمی گنجی مرا ویرانه کردی خانه ات آباد! باور کن بیشتر »